تبلیغات
فریاد سکوت - در مورد پیدایش قبر امام على علیه السلام
 
فریاد سکوت
قال الله تبارک وتعالی :ولایت علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهرداد
نویسندگان

قبر على علیه السلام تا زمان حضرت صادق علیه السلام از انظار پوشیده و مخفى بود و موقعی كه منصور دوانقى دومین خلیفه عباسى امام صادق علیه السلام را از مدینه به عراق خواست هنگام رسیدن به كوفه به زیارت مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام رفته و محل آن را مشخص نمود.

در مورد پیدایش قبر امام على علیه السلام شیخ مفید هم روایتى نقل می كند كه عبد الله بن حازم گفت روزى با هارون الرشید براى شكار از كوفه بیرون رفتیم و در پشت كوفه به غریین رسیدیم،در آنجا آهوانى را دیدیم و براى شكار آنها سگ هاى شكارى و بازها را بسوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند كارى بكنند و آهوان به تپه‏اى كه در آنجا بود پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم كه بازها بكنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند،هارون از این حادثه تعجب كرد و چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها بسوى آنها پرواز كرده و سگها هم بطرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تكرار شد!هارون گفت زود بروید و هر كه را در این حوالى پیدا كردید نزد من آورید،و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنى اسد را پیدا كردیم و او را نزد هارون آوردیم،هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده كه این تپه چیست؟آن مرد گفت اگر امانم دهى تو را از آن آگاه سازم!هارون گفت من با خدا عهد میكنم كه تو را از مكانت بیرون‏نكنم و به تو آزار نرسانم.شیخ گفت پدرم از پدرانش به من خبر داده است كه قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز اینكه ایمن گردد!
هارون كه این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاك آن مالید و گریست و سپس (بكوفه) برگشتیم  .
در مورد مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام حكایتى آمده است كه نقل آن در اینجا خالى از لطف نیست:
سلطان سلیمان كه از سلاطین آل عثمان و احداث كننده نهر حسینیه از شط فرات بود چون به كربلاى معلى می آمد به زیارت امیر المؤمنین مشرف میشد،در نجف نزدیكى بارگاه شریف علوى از اسب پیاده شد و قصد نمود كه محض احترام و تجلیل تا قبه منوره پیاده رود.
قاضى عسكر كه مفتى جماعت هم بوده در این سفر همراه سلطان بود،چون از اراده سلطان با خبر گشت با حالت غضب به حضور سلطان آمد و گفت تو سلطان زنده هستى و على بن ابیطالب مرده است تو چگونه از جهت درك زیارت او پیاده رفتن را عزم نموده‏اى؟ در این خصوص قاضى با سلطان مكالماتى نمود تا اینكه گفت اگر سلطان در گفته من كه پیاده رفتن تا قبه منوره موجب كسر شأن و جلال سلطان است تردیدى دارد به قرآن شریف تفأل جوید تا حقیقت امر مكشوف گردد،سلطان سخن او را پذیرفت و قرآن مجید را در دست گرفته و تفالا آنرا باز نمود و این آیه در اول صفحه ظاهر بود:فاخلع نعلیك انك بالواد المقدس طوى.سلطان رو به قاضى نمود و گفت سخن تو برهنگى پاى ما را مزید بر پیاده رفتن نمود پس كفشهاى خود را هم درآورده با پاى برهنه از نجف تا به روضه منوره راه را طى نمود به طوری كه پایش در اثر ریگ ها زخم شده بود.
هم چنین صاحب منتخب التواریخ از كتاب انوار العلویه نقل میكند كه وقتى نادر شاه گنبد حرم حضرت امیر علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند كه بالاى قبه مقدسه چه نقش كنیم؟نادر فورا گفت:ید الله فوق ایدیهم.فرداى آن روز وزیر نادر میرزا مهدی خان گفت نادر سواد ندارد و این كلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجددا سؤال كنید لذا آمدند و پرسیدند كه در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش كنیم؟گفت همان سخن كه دیروز گفتم!





نوع مطلب : امام علی علیه السلام، امام صادق علیه السلام، 
برچسب ها : امام علی (ع)، فریاد سکوت، امام صادق(ع)، ولایت علی ابن ابیطالب (ع)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
لیست وبلاگهای به روز شده